کلاس را پیچانده بودیم و جادههای پرپیچوخم را یکییکی قورت دادیم تا این نقطهی بکر را کشف کنیم؛ قرار بود جان تازهای به صفحه اینستاگرامش بدهد و من هم، دوربینبهدست، مأمور شکار آن لحظههای ناب شدم. اما شب که شد، هیچکدام از عکسها در اینترنت هوا نکرد. با دلخوری گفت: «تو هیچ کدوم از عکس … ادامه خواندن عکس و مکث
برای جاسازی نوشته، این نشانی را در سایت وردپرسی خود قرار دهید.
برای جاسازی این نوشته، این کد را در سایت خود قرار دهید.