بازدید از کتابفروشی در چین

امروز برای اولین بار کتابفروشی در چین رفتم. کاری که از وقتی آمدم دوست داشتم انجام بدم اما به تعویق افتاده. چمن مصنوعی برای مردم گذاشته بودن که رویش لم‌ بدهند. چند سیستم برای سرچ رایگان بود. جا برای شارژ دیوایس ها، تشک برای استراحت داشت.

کتابی به نام ways of seeing برداشتم و عکس گرفتم از یکی از صفحاتش. با چت جی پی تی ترجمه کردم. جالبه. وقت کنید بخوانید:

 

 

…تماشای برهنگی با اشتیاقی گرم و صمیمی همراه باشد، نه با سردی و بی‌احساسی.

به عبارت دیگر، در لحظه‌ای که بدن برهنه را می‌بینیم، فقط نوعی احساس آرام و یکنواخت داریم. دلیل این‌که این احساس تا این اندازه آرام است، فقط این است که ما دیگر به آن نیاز نداریم. پیش از آن لحظه، این بدن تا حدودی برای ما رازآلود بوده است. مراسم دیدن برهنگی به نوعی جدی بودن و احتیاط نیاز دارد، نه فقط به یک نوع احساس غم‌انگیز. اینکه احساس رمزآلود بودن به‌تدریج از بین می‌رود، منطقی است.

نقطه‌ی تمرکز نگاه از چشم به دهان، شانه‌ها، دست‌ها و سایر اعضایی که می‌توانند ظرافت‌های احساسی را بیان کنند منتقل می‌شود. ویژگی‌های بدنی که زمانی حامل احساسات بودند، اکنون به واسطه‌ی رنگ‌ها و اشکال بیرونی به درون منتقل می‌شوند.

در این لحظه، انسان بار دیگر بر احساسات خود غلبه می‌کند، و جنسیت ابتدایی خود را انتخاب می‌کند: مرد یا زن. در همین حال، باید با این حقیقت روبه‌رو شویم که: ما پیش‌تر به دانشی عمیق و دقیق درباره‌ی بدن دست یافته بودیم و اکنون ناچاریم از نیروی شدید «واقعیت» پیروی کنیم.

ما باید بار دیگر آن حس آرام و رازآلود دیدن برهنگی را تجربه کنیم، زیرا در آن تجربه، بازگشتی وجود دارد. نه فقط این، بلکه واقعیت باعث می‌شود که هم‌زمان با درک حساسیت جسمانی، عشق نیز ممکن شود، و جنبه‌ی معمولی عشق نیز بدل به چیزی ممکن می‌گردد.

با محو شدن حس رمزآلود، نوعی روش خلاقانه برای خلق دوباره‌ی آن پدید می‌آید. در این میان، دیدگاه «بیننده» و «موضوع دیده‌شده» دوباره وارد بازی می‌شوند و شکل خاصی از تعامل میان این دو، به وجود می‌آید.

اکنون بهتر می‌فهمیم که چرا خلق تصاویر برهنه‌ی ایستا این‌قدر دشوار است…

 

 

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط