کتاب «پسرک، موش کور، روباه و اسب» یک کتاب کم متن و بر پایه تصویر است. برای روزهایی که حوصله ی متن های بلند نداریم، شبیه خواندن یک هایکو در مترو است.
«به نظرت مدرسه ای برای یاد نگرفتن هم هست؟»
«اونجا چیه؟»
موش کور گفت: «طبیعت وحشی. ولی ازش نترس»
«فکرش رو بکن اگه کمتر می ترسیدیم چه جوری بودیم»
«یکی از بزرگترین آزادی های ما اینه که انتخاب می کنیم چطور به چیزهای مختلف واکنش نشون بدیم»
«من یاد گرفتم که چطور از لحظه لذت ببرم و حضور ذهن داشته باشم»
پسرک پرسید: «چطوری؟»
«یه جای آروم پیدا می کنم و چشمام رو می بندم و نفس عمیق می کشم.»
«چه خوب. بعدش چی؟»
«بعدش تمرکز می کنم.»
«رو چی؟»
موش کور گفت: «کیک»
Post Views: 31




آخرین نظرات: