اسلاید قبلی
اسلاید بعدی
نوشته‌های من

عکس و مکث

یک نثر و یک هایکو برای این عکس ایستاده در مرزِ بودن و نبودن، جایی که هوا از جنس سکوت است و زمین از جنس

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

وقتی هیچی حال نمیده

دو روزه هر فیلمی میبینم نصفه ول می کنم. هی ایراد میگیرم از فیلمها. A Touch of Sin زیاد هفت تیرکشی توش داره خون دوست

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

دو هایکو برای یک عکس

آبیِ پنجره ها کوه می‌خواند آرام در گوش زمان   زمستانِ سرد نگاه کوه‌ها روشن بهار در راه   هایکو برای هورامان    

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

در ستایش قدم های کوچک

میخواهم درباره قدم های کوچکی حرف بزنم که اوایل شروع کردن هر کاری از چشم پنهان اند و بدون نتیجه. اما اگر یکی دو سالی

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

هایکو برای هورامان

یک هایکو برای مسجد شهر هورامان، که گرما و حال و هوای عرفانی اش هر بار مرا به آنجا می کشاند. پنجره‌ی پیر نور می‌بافد

ادامه مطلب »
اینجا هستم هر روز بریده ای از افکارم را در اینترنت هوا کنم…