سالها پیش مطلبی اینستاگرامی درباره توهم آدمها خواندم و فکر یکی از دوستان افتادم. همان شب، همان دوست دقیقا آن مطلب را استوری کرده بود! حس عجیبی بود. من این توهم را به او نسبت داده بودم و حالا اون در خیال خودش… بگذریم. قضیه این است می خواهم مطلبی درباره صبر که در اینستاگرام خواندم بگذارم، اما می ترسم یکی این را بخواند و بگوید این را خواندم و دقیقا به برعکس تو فکر کردم! دنیای عجیبی است. به هر حال متن را اینجا می گذارم:
میدانی آب از چه راه دوری جاری شده
تا نوش تو باشد؟
و گندم چقدر راه آمده، تا نان تو باشد؟
و برنج چه سفری پیموده، تا لقمهٔ تو شود
و سنگ چه عمری سپری کرده
تا زیر پای تو بنشیند؟
*
ما مهمانِ صبر جهانیم
مزاج این دیار «صبر» است
صبر کن!
شاید پاسخ مسألهات در راه باشد
Post Views: 14




آخرین نظرات: