
عکس و مکث
یک نثر و یک هایکو برای این عکس ایستاده در مرزِ بودن و نبودن، جایی که هوا از جنس سکوت است و زمین از جنس

یک نثر و یک هایکو برای این عکس ایستاده در مرزِ بودن و نبودن، جایی که هوا از جنس سکوت است و زمین از جنس

دو روزه هر فیلمی میبینم نصفه ول می کنم. هی ایراد میگیرم از فیلمها. A Touch of Sin زیاد هفت تیرکشی توش داره خون دوست

آبیِ پنجره ها کوه میخواند آرام در گوش زمان زمستانِ سرد نگاه کوهها روشن بهار در راه هایکو برای هورامان

میخواهم درباره قدم های کوچکی حرف بزنم که اوایل شروع کردن هر کاری از چشم پنهان اند و بدون نتیجه. اما اگر یکی دو سالی

یک هایکو برای مسجد شهر هورامان، که گرما و حال و هوای عرفانی اش هر بار مرا به آنجا می کشاند. پنجرهی پیر نور میبافد

هورامانم. همین کلمه برایم یعنی کلی داستان، خیال، الهام و بی قراری انرژی بخش. هورامانم؛ جشن انار. هر ساله می آیم. بار دیگر، شهری که

فیلم سهساعته Dying 2024 با روایت موازی و فیلمنامهای جاهطلبانه، تجربهای منحصربهفرد ارائه میدهد. این فیلم مانند More Than Ever 2023 به موضوع مرگ میپردازد،

امروز دو مستند از لوسین کاستین-تیلور و ویرنا پاراول تماشا کردم؛ دو کارگردانی که در آزمایشگاه قومشناسی هاروارد با روشهای خلاقانه مشغول توسعهی سینمای مستند

و تنها یک بار در سال، در شبی که مه غلیظتر از همیشه میشد، اتاقک و درخت جان میگرفتند و مسافری را دعوت میکردند تا

تکه هایی از مصاحبه با تاتیانا هوزو کارگردان مستند The Echo ✅ طبیعی بودن به دلیل نزدیکی ما به افراد شکل گرفت. من به سینمای