
چیدن ابرهای تازه
هر روز از زندگی توده ای بی شکل است که وظیفه ما شکل دادن به آن است. دیروز شکل دادن به روزم با رفتن به

هر روز از زندگی توده ای بی شکل است که وظیفه ما شکل دادن به آن است. دیروز شکل دادن به روزم با رفتن به

جملات جالب کتابها و قصارهای پراکنده را هر جا ببینم در یک دفترچه یادداشت می نویسم. این نوع نوشته ها را در تاکسی، صف های

مگر می شود در دو صفحه این همه معنا و ایده در یک داستان کوتاه قرار داد؟ بله. با داستان کوتاهِ فوق العاده ی «برف»

این کامپیوترِ نزدیک به 17 پیش من است. گوشه ی حیاطِ یکی از فامیل ها دیدم که سال 88 به آنها فروخته بودم؛ فکر کنم

۱ پنجرهی سنگی دهن باز کرده کوه میبلعد زمان ۲ کوه در آینه فرشها هم زمزمهوار قصه میگویند ۳ بر بالش کهنه آفتاب میافتد آرام

رمان لاغر و کم حجم «چیزهای کوچکی مثل اینها» را در سفر اخیرم به تهران از نشر بیدگل گرفتم. آنقدر فضای رمان را دوست داشتم

1 فیلم بلند Holy Cow را دیدم. ساخته ی Louise Courvoisier که اولین فیلم بلندش است و نامزد دوربین طلایی جشنواره کن 2024 شده. فیلم

سال 2017 با فیلم کوتاه ماهی بزرگ که درباره آلان کردی بود به جشنواره PLURAL+ راه پیدا کردم. با جایزه ای که گرفتم سال بعد

ایجاد یک عکس به سبک استودیو جیبلی یا همان انیمه های مشهور ژاپنی که این روزها ترند شده و هر استوری اینستاگرامی یا پروفایلی باز

بهترین راه حل برای مدیریت کردن احساسات بد در اوایل روز، فکر کردن به علت آن احساس بد است. خیلی راحت می شود با چند