نوشته‌های من
نوشته‌های من

وسط پیاده روی یهو بارون اومد. اولین قطره که پایین اومد، ۲ دقیقه طول کشید تا همه جای بدنم خیس آب بشه. متنفرم از اینکه

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

شرم قاتل رویاهاست

این پست را از بلاگ ست گادین که امروز منتشر کرده ترجمه کردم. لذت ببرید.   1. سیستم را می‌توان تغییر داد و وضعیت “عادی”

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

راست بود فرمانده

پارسال این موقع چهل و هفت روز از آن تصمیم می گذشت. کچل کردم و در سی و سه سالگی رفتم سربازی. چقد دیر. چه

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

سر چشمه ها

امروز کتاب «نازنین» نوشته داستایفسکی را خواندم. قبلا صوتی اش را شنیده بودم. دارم یاد می گیرم همیشه از سرچشمه ها آب بخورم. هم در

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

عاشق آن خیابانم

از خرید برگشتم. انبه هم خریده بودم. از خیابانی بزرگ و تمیز عبور می کردم که انبه ای جلو پایم افتاد و ترک برداشت. بالا

ادامه مطلب »
نوشته‌های من

روز و سال

بعضی روزها یک سال بزرگ می شوی. یکسال یاد می گیری. سرت از این همه اطلاعات جدید و سرعت تغییر گنجایش ندارد. از همه جای

ادامه مطلب »