
باتری آیفونی
توی ایران یکی از مشکلاتم برای انجام کارها، باتری آیفونی بود. خودم این اسم را رویش گذاشته ام. یعنی زود باتری خالی می کردم مثل

توی ایران یکی از مشکلاتم برای انجام کارها، باتری آیفونی بود. خودم این اسم را رویش گذاشته ام. یعنی زود باتری خالی می کردم مثل

وقتی فناوری جدیدی ظاهر میشود، برخی میپرسند: «چطور این میتواند کارم را آسانتر کند؟» اما چه میشود اگر بپرسیم: «چطور میتوانم از این برای انجام

چی می شد اگر نصف بارهایی که هر روز به ساعت می نگریم، به موج، به ابر، به ماه، و پیچک روی دیوار می نگریستیم؟

خانه کاه گِلی خاموش میان سبزه کوه سکوت میکند برفِ دوردست ابرها نجوا میکنند نفسِ زمین ⛰️ نردبان چوبی در جستوجوی آسمان بر

واقعا نمی شود در این زندگی تعادل داشت. تعادل فقط برای آدم های آماتور است. ما افسانه ی تعادل را از زمان مدرسه یاد گرفتیم:

شامگاهان ماهی کوچک جامانده از تور ماهیگیران بر ساحل گلهای آفتابگردان سرافکنده نجوا میکنند در پنجمین روز ابری شب به موقع رسید سپیده

اهل خاطره بازی نیستم و آلرژی دارم به کسانی که از خدمت اجباری خاطرات اکبیری تعریف می کنند. مطمئنم سربازی دست زنها بود با قدرت

کار اسب سیاه پریدن از این استراتژی به آن استراتژی دیگر است و همین به چشم همه بی انظباطی و دمدمی بودن می آید. شکست

وسط پیاده روی یهو بارون اومد. اولین قطره که پایین اومد، ۲ دقیقه طول کشید تا همه جای بدنم خیس آب بشه. متنفرم از اینکه

این روزها با هر کسی در ایران صحبت می کنم، از پا در هوا بودن همه چیز می گوید. از اینکه مملکت روی هوا که