
وسط پیاده روی یهو بارون اومد. اولین قطره که پایین اومد، ۲ دقیقه طول کشید تا همه جای بدنم خیس آب بشه. متنفرم از اینکه

وسط پیاده روی یهو بارون اومد. اولین قطره که پایین اومد، ۲ دقیقه طول کشید تا همه جای بدنم خیس آب بشه. متنفرم از اینکه

این روزها با هر کسی در ایران صحبت می کنم، از پا در هوا بودن همه چیز می گوید. از اینکه مملکت روی هوا که

این پست را از بلاگ ست گادین که امروز منتشر کرده ترجمه کردم. لذت ببرید. 1. سیستم را میتوان تغییر داد و وضعیت “عادی”

پارسال این موقع چهل و هفت روز از آن تصمیم می گذشت. کچل کردم و در سی و سه سالگی رفتم سربازی. چقد دیر. چه

دو قسمت از اسکوید گیم از فصل 3 را دیدم. داشتم بالا می آوردم از این همه خشونت و کش دادن یک ایده مسخره. تصمیم

امروز کتاب «نازنین» نوشته داستایفسکی را خواندم. قبلا صوتی اش را شنیده بودم. دارم یاد می گیرم همیشه از سرچشمه ها آب بخورم. هم در

قلم بردارید و واژه هایی که دوست دارید را بنویسید. این واژه ها برای من خیال انگیز اند و موتور ذهنم را روشن می کنند.

از خرید برگشتم. انبه هم خریده بودم. از خیابانی بزرگ و تمیز عبور می کردم که انبه ای جلو پایم افتاد و ترک برداشت. بالا

بعضی روزها یک سال بزرگ می شوی. یکسال یاد می گیری. سرت از این همه اطلاعات جدید و سرعت تغییر گنجایش ندارد. از همه جای